الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

421

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

( 449 . ) منظور از اين دو امير « زياد بن نضر » و « شريح بن هانى » است كه در ذيل نامهء 11 تحت شماره 447 از آنها نام برديم . اين دو پس از رسيدن به « صفين » با « ابو الاعور سلمى » روبرو شدند ، او آنها را به طرف معاويه فرا خواند ولى نپذيرفتند ، و جريان را به امام گزارش كردند . امام پس از رسيدن گزارش ، مالك اشتر را بسوى آنها گسيل داشت . و اين نامه را به آنان نوشت . مفصل اين جريان در « تاريخ طبرى 1 طبرى - تاريخ طبرى - جلد 5 صفحه 238 » جلد 5 صفحه 238 و كتاب صفين 1 - صفين - صفحه 135 صفحه 135 آمده است . ( مصادر نهج البلاغه و اسانيده 2 - مصادر نهج البلاغه و اسانيده - جلد 3 صفحهء 227 جلد 3 صفحهء 227 ) ( 450 . ) اين توصيه و سفارش امام ( ع ) متواتر است . ما به نام برخى از پيشينيان كه قبل از مرحوم « رضى ره » مىزيسته و آن را نقل نموده‌اند اشاره مىكنيم : 1 - « محمد ابن جرير طبرى » در كتاب « التاريخ 1 محمد ابن جرير طبرى - التاريخ - ج 6 ، 3282 طبع ليدن در حوادث سال 37 . » ج 6 - 3282 طبع ليدن در حوادث سال 37 . 2 - « نصر بن مزاحم » در كتاب « صفين 1 نصر بن مزاحم - صفين - صفحهء 203 » صفحهء 203 3 - مرحوم « كلينى » در « فروغ كافى 1 كلينى - فروغ كافى - جلد 5 كتاب جهاد صفحهء 38 » جلد 5 كتاب جهاد صفحهء 38 . 4 - « مسعودى » در « مروج الذهب 1 مسعودى - مروج الذهب - جلد 2 صفحهء 731 » جلد 2 صفحهء 731 . 5 - احمد ابن اعثم كوفى در كتاب « الفتوح 1 احمد ابن اعثم كوفى - الفتوح - جلد 3 صفحه 44 » جلد 3 صفحه 44 . ( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - ج 3 صفحه 228 ج 3 صفحه 228 ) ( 451 . ) اين سخن را « نصر ابن مزاحم » در كتاب « صفين 1 نصر ابن مزاحم - صفين - ص 231 » ص 231 و « عبد العزيز ابن يحيى جلودى » در كتاب صفين 1 / 2 عبد العزيز ابن يحيى جلودى - صفين - طبق نقل مرحوم مجلسى 1 / 1 مجلسى - كتاب مجلسى - . و « شيخ